تبليغاتX
خشت

خشت

خلیجی که پارسی بودنش را عده ای ظاهرا فارس زبان به باد فنا دادند.

هم برو از جا هم از جا مرو

انتخاب زمان مناسب در بهبود و اثر گذاری هر عملی تاثیر بسزایی دارد، حتی برای رفتن و رفتنی جاودان می شود که زمانی که باید بروی اقدام به رفتن کنی، بگذار اثری از تو به یادگار بماند که رفتن و نبودنت را ارزشمند کند.

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 10  توسط خشت  | 

چرخ از بهر ماست در گردش / زان سبب همچو چرخ گردانیم

مدار است دیگر می چرخد، آهسته و پیوسته، از چرخه که خارج شدی مدتی آشوب می شود و نه برای مدار که برای تو، زود فراموشت کرده و پیاده ات میکنند، پیاده شدم، پیاده ام کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 17  توسط خشت  | 

بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها

جای امیدواری هست داره نفس میکشه و میشه امیدوار بود مدتها بود ناامید شده بودم تا اینکه دیدم و مطمئن شدم که خوبه حالا حالا ها ادامه میده، جوانی حدود 26 ساله با لهجه شیرین و کمی ریش از اون ریشهای غیر رسمی و سلیقه ای، توی اتوبوس با مادرش دو تا صندلی داشتن و منم یک تک صندلی، وقتی سه راه ملک شهر پیاده شدم اونها خواب بودن اومدم با یک تاکسی در مورد کرایه سر بسر گذاشتم دوست دارم چونه بزنم با اصفهانی ها و هم اینکه میخواستم کمی وقت بگذرونم تا پدر و مادر را بد خواب نکنم سوار که شدم متوجه شدم کیفم نیست، کارت ملی و گواهینامه، عابر بانکها و ....همه گم شدن رفتم دنبال اتوبوس ولی وقتی رسیدم همه مسافرها رفته بودن و اثری از کیفم نبود، پذیرفتم و دیگه مهم نبود به دوستی پیام دادم که "ممکنه" پول بخوام و شماره حساب سیامک برادرم را دادم اونم ریخت بدون اینکه بخوام، ممنون دوستم.

روز شنبه کارتها را مسدود کردم و داشتم میرفتم به کلانتری خبر بدم مدارکم گم شده که تلفنم زنگ خورد خودش بود همون مسافر بغل دستی با یک بسته شکلات رفتم به آدرسش و شنیدن تعارف با لهجه اصفهانی، مطمئن هستم نفس میکشه و زنده است این پسر دوباره بیادم آورد که معرفت از بین نرفته، افرین پسر، معلم من.

+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 15  توسط خشت  | 

با مرغ خانه، مرغ هوا را تفاوتی است/ بال و پر شما، نه برای پریدن است

متفاوت بودن هزینه دارد هم برای منی که این تفاوت را تاب نمی آورم و درک نمی کنم هم برای فرد متفاوت. تمام کسانی که به هر نحو بصورت کلامی، رفتاری، پوششی و یا به لحاظ تفکر حامل پیامی هستند افرادی خاص اند که در زمان خود پذیرفته نشده و طرد می شوند این افراد زاییده شرایط  و هنر مبارزه کردن را بلد هستند و تاوان هنر خود را پس میدهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 9  توسط خشت 

بگیر نبض دل و دین خود ببین چونی

مریدانی هستند که شیشه می خورند و ریش نمی شوند، روی آتش راه می روند و نمی سوزند و گاهی از جان خود مایه گذاشته و روی مین می روند چون مراد خود را باور دارند و حرفش را حجّت می دانند. رهرو است که راه بر را می سازد و بزرگش میدارد، مرادِ بی مرید چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 10  توسط خشت 

شانه هایم درد میکند

میشه شاد بود بدون اینکه دیگری را غمگین کرد.

میشه عصبانی شد بدون اینکه داد بزنیم یا فریاد بکشیم ولی توهین نکنیم، حتی توهین کرده(همه هم انجام میدیم) ولی قیافه، شغل، جنسیت، خانواده، لهجه، ملیت و نژاد  کسی را تحقیر نکنیم برای اثبات خود دیگری را پلکان نکنیم، نشکنیم و نیازاریم.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1391ساعت 13  توسط خشت 

جایگاه شهود

حق داریم هر طوری که مایل هستیم فکر کنیم و متوقع باشیم که بقیه هم به عقایدمان احترام بگذارند بشرطی که این حق را برای دیگران هم قائل باشیم، تنها جایی که انسان در مورد عملکردش دچار تزلزل می شود وقتی است که در جایگاه شهود قرار گیرد و تنها قاضی ای که تابع نظر هیچ هیئت منصفه ای قرار نمی گیرد وجدان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 8  توسط خشت