X
تبلیغات
خشت

خشت

ای مفتی شهر از تو پرکارتریم / با این همه مستی از تو هوشیارتریم

نخواستن یک خواستن

عصر یک روز زمستان، نرم و آرام روی برگهای خشک شده چنارهای پارک ساعی قدم میزنم برگهایی که پنجه دستی در حال دعا را می مانند، در فکر و حسرت روزهایی که دیروز شدند روزهایی سبز، و به این فکر میکنم هیچ چیز غم انگیز تر از این نیست که روزی بخواهی دیگر عاشق نباشی، ناله و شیون برگهای خشک زیر پاهایم به هوشم می آورد، اینکه روزی سبز بودم از بارش لطف و محبت و همه را سبزه می دیدم، نرم و لطیف همچون برگهای نو رسته بهاری چنار، هیچوقت اموزش ندیدیم برای باختن یاد نگرفتیم چگونه می توان باخت، سخت است چون همیشه برای رسیدن و پایان، شروع کرده ایم و مسابقه دادیم، مسابقه ای برای داشتن و بردن، برای افتخار و کسب کردن، شکست را فقط نوشته ایم تا در مقابل پیروزی حرفی برای گفتن و نوشتن داشته باشیم، شکست یتیم است پدر و مادر و پشتیبان ندارد اما پیروزی و پیروزها صدها صاحب دارند، چه سرد است روزی که بخواهی دیگر عاشق نمانی.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 فروردین1393ساعت 14  توسط خشت  | 

از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک

دو نقطه تیره در قابی خوش ترکیب همچون پروانه ای که روی بالهایش دو نقطه تیره خودنمایی میکند به همان زیبایی، غرق شدن در نقش های جادویی طبیعت، دنیایی از خیال و رویا، بسته ای رنگارنگ با خط و خال های زیبا، گویی مرگ هم چاره این زیبایی را نمی کند و اثری ماندگار دارند، دو نقطه تیره، دو چشم گیرا و داغ، همچون چشمهای تو، چشمانی  که می تواند کرمی حقیر را به پروانه ای اسیر تبدیل کنه با گردشی پروانه وار و بی امان به دور پیله تو، پیله ای که تمام حسهای مرا در خود تنیده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1392ساعت 11  توسط خشت  | 

خ مثل خاطره


خاطره بخشی از وجود بی وجود ماست، هم هست و هم نیست، اما ما را به فضاهایی می برند که تاب و تحمل نرفتنش نیست، نمی شود آدمی را تهی از خاطره بخواهیم و آماده پذیرش خاطراتی که قرار است ما برایش بسازیم اگر بخواهیم خاطرات کسی را بگیریم چیزی نمی ماند جز عروسک خیمه شب بازی، آدمی بی روح و بازیچه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1392ساعت 15  توسط خشت  | 

بیش از این شرحش توان کردن ولیک

شاید ماشین نتواند جای بشر را بگیرد چرا که ساخته دست اوست یا کامپیوتر توان مغز انسان را نداشته باشد چون نتیجه اندیشه اوست، ماشین ها روند رو به رشدی داشته اند از زمان پیدایش، اما آدم با همین نسبت و سرعت رشد نکرده است، شاید به جایی برسیم که کمتر تفاوتی بین آدم و توانایی هایش با ماشین حس نشود به جز اینکه ماشین قادر نیست خود را بفروشد و آدمی در این خصوص تواناست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1392ساعت 12  توسط خشت  | 

بزرگ بینی

وقتی کسی را بیشتر از آنچه هست بزرگ ببینی و اصرار کنی، باور می کند و تو را کوچک می شمرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1392ساعت 18  توسط خشت  | 

آدم و آهن

مرسوم است به تمام فلزات می گویند آهن آلات، هر چند در ساخت و فرایند تولید و خاصیت بسیار متفاوت هستند حتی به لحاظ رنگ و درجه سختی و کارآیی، برخی زرد هستن و برخی دیگرسرخ یا سیاه، چکش خوار یا چنان سخت که جز با با جنس خودشان نمی توان به هم آوردشان رفت، تعدادی زود گرم می شوند و به همان سرعت هم سرد می شوند بر خلاف دیگری که دیر داغ شده و به راحتی سرد نمی شوند، طلا یکی از بهترین هادی هاست که به دلیل کمیابی و گرانی و رنگش اغلب برای تزیین استفاده می شود و چکش خوار خوبی است مس را برای مصرف در سیمهای برق و هادی بودن استفاده می کنند و سرب نرم و چکش خوار است اما فولاد سخت است و هر چه حرارت ببیند آبدیده تر می شود، آبدیده بودن ملاک تجربه است برای انسان، ناب بودن طلا را می توان به کسانی نسبت داد که حسها را خوب دریافت کرده و از خود عبور داده و به دیگری منتقل می کنند عده ای هم پتک حرفهای گزنده خود را نثار هر فلزی می کنند فارغ از اینکه شخص مقابل چون سرب فرو می رود یا چون فولاد ابدیده است و مقاومت کرده و واکنش نشان میدهد، فولاد آبدیده سخت است اما شکننده. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1392ساعت 15  توسط خشت  | 

که خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد

درد که باشه میشه فریاد زد یا خاموش تحمل کرد شادی که بیاید می توان قهقهه سر داد یا مثل برخی آدمها آرام بود و خط های کنج لب را کمی کج نمود، هیجان و ترس، غم و شادی در آدمهای مختلف واکنش های متفاوتی داره، مثل برخی که در مواقع اینچنین کاغذ و قلمی به دست می گیرن و می نویسن، هی می نویسن و پاره میکنن و اونقدر ادامه میدن تا سه انگشت قلم گیرشون درد بگیره، چون با نوشتن، تمام حس از جان آدم جریان پیدا میکنه و میاد توی دست، دستی که قلم را گرفته، خط خطی کردن نوشته و دوباره نوشتن، باز کردن ابرو در بین کلمات و اضافه کردن کلمه یا جمله ای در آن، مثل تعقل و مکث در موقع حرف زدن هست.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1392ساعت 8  توسط خشت 

مطالب قدیمی‌تر