خلیجی که پارسی بودنش را عده ای ظاهرا فارس زبان به باد فنا دادند.
جای امیدواری هست داره نفس میکشه و میشه امیدوار بود مدتها بود ناامید شده بودم تا اینکه دیدم و مطمئن شدم که خوبه حالا حالا ها ادامه میده، جوانی حدود 26 ساله با لهجه شیرین و کمی ریش از اون ریشهای غیر رسمی و سلیقه ای، توی اتوبوس با مادرش دو تا صندلی داشتن و منم یک تک صندلی، وقتی سه راه ملک شهر پیاده شدم اونها خواب بودن اومدم با یک تاکسی در مورد کرایه سر بسر گذاشتم دوست دارم چونه بزنم با اصفهانی ها و هم اینکه میخواستم کمی وقت بگذرونم تا پدر و مادر را بد خواب نکنم سوار که شدم متوجه شدم کیفم نیست، کارت ملی و گواهینامه، عابر بانکها و ....همه گم شدن رفتم دنبال اتوبوس ولی وقتی رسیدم همه مسافرها رفته بودن و اثری از کیفم نبود، پذیرفتم و دیگه مهم نبود به دوستی پیام دادم که "ممکنه" پول بخوام و شماره حساب سیامک برادرم را دادم اونم ریخت بدون اینکه بخوام، ممنون دوستم.
روز شنبه کارتها را مسدود کردم و داشتم میرفتم به کلانتری خبر بدم مدارکم گم شده که تلفنم زنگ خورد خودش بود همون مسافر بغل دستی با یک بسته شکلات رفتم به آدرسش و شنیدن تعارف با لهجه اصفهانی، مطمئن هستم نفس میکشه و زنده است این پسر دوباره بیادم آورد که معرفت از بین نرفته، افرین پسر، معلم من.
متفاوت بودن هزینه دارد هم برای منی که این تفاوت را تاب نمی آورم و درک نمی کنم هم برای فرد متفاوت. تمام کسانی که به هر نحو بصورت کلامی، رفتاری، پوششی و یا به لحاظ تفکر حامل پیامی هستند افرادی خاص اند که در زمان خود پذیرفته نشده و طرد می شوند این افراد زاییده شرایط و هنر مبارزه کردن را بلد هستند و تاوان هنر خود را پس میدهند.
میشه عصبانی شد بدون اینکه داد بزنیم یا فریاد بکشیم ولی توهین نکنیم، حتی توهین کرده(همه هم انجام میدیم) ولی قیافه، شغل، جنسیت، خانواده، لهجه، ملیت و نژاد کسی را تحقیر نکنیم برای اثبات خود دیگری را پلکان نکنیم، نشکنیم و نیازاریم.
حق داریم هر طوری که مایل هستیم فکر کنیم و متوقع باشیم که بقیه هم به عقایدمان احترام بگذارند بشرطی که این حق را برای دیگران هم قائل باشیم، تنها جایی که انسان در مورد عملکردش دچار تزلزل می شود وقتی است که در جایگاه شهود قرار گیرد و تنها قاضی ای که تابع نظر هیچ هیئت منصفه ای قرار نمی گیرد وجدان است.