خشت

      ای مفتی شهر از تو پرکارتریم  / با این همه مستی ز تو هوشیارتریم                           

هر ترانه اولی دارد دلا و آخری       بس کن آخر، این ترانه نیستش پایان چرا   

زلزله ای آمد در شهر خوی و دو نفر کشته شدن و چندین نفر بر اثر گازگرفتگی و سرما باید بمیرند اما برای مردم سوریه بلافاصله کمک از راه هوایی ارسال میشه و این رفتاری است که سالهای زیادی داریم تجربه میکنیم و عادت کرده ایم که از این بیسوادان مردم کش ببینیم، تنها چیزی که ارزش ندارد جان و مال این مردم هست و باید دید که تنها حاکمان این رژیم و کسانیکه در بلوای سال پنجاه و هفت حکومت شاه را نخواستند و آشوب کردند مقصر هستند و یا بقیه هم مقصرند و یا اینکه اصلا به دنبال مقصر بودن فایده ای هم دارد؟

"ما" طیف گسترده ای هست که همه مردم ایران را شامل میشه از بزرگ تا کوچک، با سواد و بیسواد، دلیل ماندگاری این اشغال گران یک فرد یا یک گستره از مردم یا قوم و نژاد نیست، کسانیکه آگاه هستند و میدانستن و کسانیکه ناآگاه بودند و هستند، هر کدام به طریقی دلیل ماندگاری اینان هستند، واکاوی اینکه چه کسی مقصر بوده و هست هیچ فایده ای ندارد جز ایجاد تفرقه و چند دستگی و دیر رسیدن به مقصد، این راه رفتنی است و باید رفت، راهی است بی بازگشت پر هزینه و سراسر دلشوره و نگرانی اما چاره ای نیست در این سرازیری حاکمان برای نابودی و سربالایی مردم برای رسیدن به جایگاه والایی که باید باشند نیاز به همدلی و امیدواری هست که تا امروز هم کلی داغ دیده ایم.

به جز اتفاقات و زمین لرزه های طبیعی ما مردم نیاز به زلزله ای هشت ریشتری داریم که افکار و عقاید پوسیده ای که قرنهاست گریبانمان را گرفته را بهم ریخته و زیر آوار ببرد تا بفهمیم که دین بد نیست اگر در حوزه فردی باشد، عقاید مختلف بد نیستند تا جایی که باعث رشد ما شوند باید آستانه تحمل مان را بالا ببریم تا در کنار هم بمانیم، کشوری با چندین زبان و گویش، ملتی با قومهای گوناگون، مملکتی که پر از ادیان مختلف هست نمیشود یک دیدگاه و عقیده بر آن حاکم باشد، باید که بدانیم تا بمانیم، باید بشنویم تا بگوییم، باید که بروند همه کسانیکه که خواهان و پذیرای این گوناگونی نیستند تا "ما" بمانیم.

زلزله ای شگرف و بزرگ لازم هست تا افکارمان را در هم بریزد،سیلابی نفس گیر تا افکار پوسیده مان را با خود ببرد در صحرایی بی آب و علف دفن کند، آتش فشانی بزرگ تا بسوزاند هر آنکه برابری زن و مرد را نمی خواهد و هر آنکس که تاب دیدن غیر خودی ها را ندارد، زمان می خواهد تا تفاوت ها را بپذیریم و زاه تفاوت را به سرانجام تفاهم برسانیم، قرنهاست بازیچه بودیم و با ایجاد تفرقه بر ما حکومت کرده اند، هنوز ادیان و عقاید مختلف با هم سر جنگ دارند، اقوام با خود برتر بینی دیگران را تحقیر میکنند، اینها تنها با خرد و آگاهی "ما" به سر منزل مقصود می رسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ساعت 12  توسط خشت  |