با یک پیاله چای چطوری عزیز من ؟
گاهی در بین مردم و اطرافیانم آنچنان احساس تنهایی میکنم که تاب و توانم می بُرد و حس بی کسی گریبانم را می گیرد ، دلم می گیرد از این حجم خرافه پرستی که خیل عظیمی از مردم دچارش شده اند و دریغ از خرده ای اندیشه کردن، دلم می گیرد از این همه درد و رنج که در دل و جان همین مردم می بینم.
عفیف باختری شاعر زاده افغانستان میگه:
عمری خلاف مردم خوش پوش خوش خیال/ در دل غم زمانه گرفتم ، گریستم
دیدم که برنداشت، کسی نعشم از زمین /خود نعش خود به شانه گرفتم،گریستم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۲ساعت 14  توسط خشت
|