عشق ابکی
آب که حرارت ببیند به مرور گرم می شود، داغ شده و به نقطه جوش میرسد، فوران کرده و بخار می شود سپس تحلیل می رود و آنچه می ماند آبی است سنگین، آب دوست داشتن را می ماند که به مرور حسی گرم و سرخوشانه به آدم دست می دهد و جانت را داغ می کند، عشق اما نقطه جوش دوست داشتن است، عاشق که باشی تحلیل می روی بخار هوس های زود گذرت به هوا میرود و آنچه میماند، آدمی سنگین و وزین که تلخ و شیرین روزگار را دیده و برای مانده عمر نیز نفس کشیده و طلبکار زندگی نیست، آب که می ماند گنداب میشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴ساعت 14  توسط خشت
|