خشت

      ای مفتی شهر از تو پرکارتریم  / با این همه مستی ز تو هوشیارتریم                           

فکر

به فکر تو بودم اما در فکرت، نبودم، به تو فکر کردن در اختیارم نیست، در فکر تو جای گرفتن هم، تناقضی که قادر به حل آن  نیستم، اگر دست من نیست که فکرم مشغول توست و در فکر تو جایی ندارم چگونه اینجایی و آنجا نیستم، یا برو یا اینکه بگذار بیایم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 13  توسط خشت  |