خشت

      ای مفتی شهر از تو پرکارتریم  / با این همه مستی ز تو هوشیارتریم                           

عاقل یا آغُل

قهر

زن وقتی قهر می کرد هیچ چیز نمی خورد.مرد وقتی قهر می کرد، از بیرون غذا سفارش می داد. بعد از سه وعده غذا نخوردن و بعد از سه وعده سفارش غذا دادن، زن از بیم ولخرجی مرد آشتی میکرد. این بار وقتی زن قهر کرد، حتی قبل از آن که دعوایش با مرد تمام شود، گوشی را یرداشت و به بهترین رستوران محله شان سفارش یک پرس چلوکباب سلطانی با مخلفات داد. مرد آن وعده غذا نخورد. زن قبل از آنکه وعده غذایی دیگری برسد، به پیتزا فروشی محله سفارش پیتزا داد، و بی خیال رژیم سفت و سختش همه پیتزا را خورد. مرد این بار نیمرو درست کرد و خورد. زن وقتی می خواست برای بار سوم غذا سفارش بدهد، به رغم دستور اکید زن همسایه، باقیمانده خرج خانه را شمرد، خرج یک هفته را پیشاپیش هزینه کرده بود.

بلقیس سلیمانی

+ نوشته شده در  شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰ساعت 14  توسط خشت  |