خشت

      ای مفتی شهر از تو پرکارتریم  / با این همه مستی ز تو هوشیارتریم                           

چرخ از بهر ماست در گردش / زان سبب همچو چرخ گردانیم

مدار است دیگر می چرخد، آهسته و پیوسته، از چرخه که خارج شدی مدتی آشوب می شود و نه برای مدار که برای تو، زود فراموشت کرده و پیاده ات میکنند، پیاده شدم، پیاده ام کردند.

+ نوشته شده در  شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 17  توسط خشت  |