خشت
ای مفتی شهر از تو پرکارتریم / با این همه مستی ز تو هوشیارتریم
پر کن قدح و بیار برخیز / زان پیش که دل شکسته گردد
گردنِ شکسته به از غرورِ شکسته است.
+
نوشته شده در چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱ساعت 13  توسط خشت
ترجیح میدهم حقیقتی آزارم دهد تا اینکه دروغی آرامم کند.
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
دی ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
بهمن ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
مهر ۱۳۹۹
شهریور ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۹
خرداد ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
اسفند ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۸
آذر ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۸
تیر ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۸
بهمن ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۷
آبان ۱۳۹۷
آرشيو
آرشیو موضوعی
واگویه های من
دل نوشته ها
من دلتنگی ها
پیوندها
صبح بخیر
بزرگ
نوید
خاتون خاموش
یک دبیر فهیم
ارکیده
شکوفایی عشق و توانگری درون
درخت ابدی
کلمه رمز:زندگی(زویا)
انتهای بیراهه(فاطمه)
زمزمه های محبت(یامور)
میترا
پرشان (رضا)
طوطی
چیپس فلفلی(ه-تنها)
ماهی تنگ بلور
آزاده مرد
پرنده
عصرونه ها (رازیانه)
کوشالشاهی
مستوره
مرجان
اوج
زن کویر
لحظه پروانگی
گوناگون(الهام)
حامد
خط سوم
فریده
فرزانه
ای فتنه بکش یا بنوازم
ققنوس (سیاه مشق)
سایه
رویا
ایستگاه سراب
بانوی جنوب
کویر
ترنج
باجه آخر
سایه خیال
مرد مرده
رهرو
ترانه
شب نوشته های یک مادر
مشق سکوت (رها)
خاکستری-ها(فاطیما)
حمیدم
زنی با انگشتر عقیق(شکیبا)
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM